پرتال تفریحی و سرگرمی شادی فان

پرتال تفریحی و سرگرمی شادی فان

لینک دونی شادی فان

53 درصد تخفیف ویژه برای ساعت های بند حصیری CK

 

قیمت قبلی : 28000 تومان

قیمت با تخفیف ویژه : 13500 تومان

   

 فروش استثنایی  با 53 درصد تخفیف

یک فروش استثنایی  با 53 درصد تخفیف

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

فروش استثنایی  با 53 درصد تخفیف

خرید پستی ساعت CK سی کا بند حصیری

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

نام کالا: ساعت مچی بند حصیری نازک طرح جدید ۲۰۱۲ کمپانی تولید کننده: CK: Calvin Klein طیف رنگی: طلایی و نقره ای درجه کیفی: درجه ۱

برای مشاهده ی ساعت های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید

بر روی لینک زیر کلیک کنید

فروش ویژه ساعت های 2012

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

داستان کوتاه و بسیار زیبای سه پیر مرد

داستان سه پیرمرد

زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند سفید را دید که جلوی در نشسته اند.

زن گفت: هر چه فکر می کنم شما را نمی شناسم؛ اما باید گرسنه باشید. لطفا” بیایید تو و چیزی بخورید.

آنها پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه. آنها گفتند: پس ما نمی توانیم بیاییم.

غروب، وقتی مرد به خانه آمد، زنش برای او تعریف کرد که چه اتفاقی افتاده است. مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن.

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. اما آنها گفتند: ما نمی توانیم باهمدیگر وارد خانه بشویم.

زن پرسید: چرا؟ یکی از پیرمردها در حالی که به دوست دیگرش اشاره می کرد، گفت: اسم این ثروت است و سپس به پیرمرد دیگر رو کرد و گفت: این یکی موفقیت و اسم من هم عشق. برو به همسرت بگو که فقط یکی از ما را برای حضور در خانه انتخاب کند.

زن رفت و آنچه را که اتفاق افتاده بود برای همسرش تعریف کرد. شوهر خوشحال شد . گفت: چه خوب! این یک موقعیت عالیست. ثروت را دعوت می کنیم. بگذار بیاید و خانه را لبریز کند!

زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزیزم! چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟

دختر خانواده که از آن سوی خانه به حرفهای آنها گوش می داد، نزدیک آمد و پیشنهاد داد: بهتر نیست عشق را دعوت کنیم تا خانه را از وجود خود پر کند؟

شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنیم پس برو بیرون و عشق را دعوت کن.
زن بیرون رفت و به پیرمردها گفت: آن که نامش عشق است، بیاید و مهمان ما شود.

در حالی که عشق قدم زنان به سوی خانه می رفت، دو پیرمرد دیگر هم دنبال او راه افتادند. زن با تعجب به ثروت و موفقیت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم، شما چرا می آیید؟

این بار پیرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت کرده بودید، دو تای دیگر بیرون می ماندند، اما شما عشق را دعوت کردید، هر کجا او برود، ما هم با او می رویم.

مطالـب مرتـبط با این موضوع:
  • داستان کوتاه و زیبای ماهی گیر ثروتمند
  • داستان کوتاه و خواندنی ویولونیست
  • دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای “تصمیم” از علی لهراسبی
  • دانلود بخشی از کنسرت بسیار زیبای “درنا “از ابراهیم کهندل پور
  • دلنوشته عاشقانه و بسیار زیبای” هانیه پاداش” به ابدی ترین عشقش”پیمان”
  •  

    یک نظر

    1. gfxaf گفته است :
      بهمن ۲۶م, ۱۳۹۰

      جالب بود

    ارسال نظر